به سایت کلج خوش آمدید

                                                                                     If you cannot read the persian text on this web-site, please click    here

                                                                   & follow the constructions

 

  براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است

 کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد 

 

 (پائولو کوئلیو)

 

 

HOME : NEWS : KALLAJ: MY PICTURES : IRAN : ENTERTAINMENTFAMILY : CONTACT : POETRY : NORWAY

در سوگ مادر

 

مادر ما را تنها گذاشت

مادر که همیشه پشتیبان ما بود مادر که همیشه استوار و محکم به ما در هرسختی روحیه میداد حالا نیست که سخت ترین دوره زندگیمان را چون کوهی استوار به دلداریمان بپا خیزد

مادر عزیز همیشه غم ها و دردهای خود را از ما پنهان کردی تا مبادا غمی بردل ما بنشیند و حالا با این غم عظیم با این کوه غم با این نبودنت با این نبود مهربانی ات با این نبود حمایت پرقدرتت چه کنیم که بس ناتوانیم

ناتوانیم از تحمل درد نبودنت

ناتوانیم از نبود حضور پیوسته و ارزشمندت در زندگیمون

مادر

مادر تو همیشه پرتوان بودی همیشه صبور بودی همیشه مقاوم بودی

مادر قدری از توان و صبوری و مقاوم بودنت برما ببخش تا بتوانیم نبودت را تحمل کنیم

مادر

تو به همه ما عشق دادی امنیت دادی

مادر

تو برای من که در طفولیت از نعمت داشتن پدر محروم شدم همیشه هم مادری مهربان و دلسوز بودی و هم پدری مقاوم و استوار

مادر تو به من زندگی دادی نه فقط با تولد من بلکه با تربیت درست من

مادر تو به من عشق دادی و به من عشق یاد دادی

تو به من احترام به انسان را یاد دادی و بمن آموختی که در احترام به انسان به هیچ وجه تمایز نگذارم از بابت جنس و نژاد و قوم و دین و آئین

مادر تو بمن یاد دادی که من همیشه به انسانها عشق بورزم و از هر تنفری به هر انسان دوری گزینم

مادر من آنقدر شاگرد خوبی نبودم که بتوانم به همه انسانها عشق بورزم ولی از تو یاد گرفتم که از هیچ کس متنفر نباشم

مادر تو بمن یاد دادی که اگر تنفر در وجودم خواست بیاید فقط مجازم از یک جیز منتنفر باشم و آن تنفر داشتن از خود نتفر است

مادر مادر مادر

مادر تو بمن با عملت یاد دادی که ارزش مادر چیست و بمن فهماندی که مادر یک زن است زنی که عشق میداند تعهد میفهمد زنی که میبخشد

مادر تو همه این کارها را کردی بدون اینکه در پی پاداشی باشی بدون اینکه پاداشی بگیری

مادر تو ذره های خوبی مرا بزرگتر از آنچه که بود و دریای پر عظمت مهربانی و صفا و وفای خود را به اندازه برکه ای کوچک جلوه دادی

مادر تو بمن یاد دادی که مهربانی کردن ما انسانها یک وظیفه هست و انسان برای انجام وظیفه نباید دنبال پاداش باشد و نباید بر سر کسی منتی بگذارد

مادر

روزی یکی از همکاران خانم از من پرسید علت چیست که من زنان را میتوانم کمی بیش از مردان در حد معمول درک کنم و من یک هفته به این پرسش اندیشیدم بعد با این پاسخ بسوی او برگشتم> من از کودکی با مادرم همراه بودم همیشه در هرلحظه  او حضور مداوم و پربرکتی در زندگی من داشت من با او زندگی را و هر چه که در زندگیست از غم ها شادیها نگرانی ها دلواپسی ها دردها همه را با مادر حس کردم . من وقتی مادر بیمار میشد درکنار او مینشستم و با او درد را تجربه میکردم و مادر ماهرانه مرا با احساساتش آشنا میکرد و بمن می آموخت که زن در هر حالی چه نوع احساسی دارد. من حتی در دردهای زنانگی او و هم در درد زایمان او درکنار او بودم و ضمن احساس درد او ناظری بودم بر واکنش زنی بر انواع دردهای گوناگون

مادر تو مادر من بودی

مادر تو پدر من بودی

مادر تو دوست خوب من بودی

مادر تو استاد من بودی

حال ببین حال زار مرا در نبود این همه عظمت

مادر دعایم کن

مادر دعایم کن که داغ نبودنت را بتوانم تحمل کنم

مادر حتی بعد از مرگت همچنان نیازمند توام یاریم کن

مادر تو میدانستی که از دست دادنت چقدر طافت فرساست و بنابراین ما را کم کم عادت دادی به حضور کم رنگت تا امروز که از پیش ما رفته ای این نبود مارا بکلی نشکند

مادر تو خود مهربانی هستی خود عشقی

مادر مادر مادر

مادر دلتنگ آغوش گرمت هستم و از نادانی خود سخت رنجیده ام برای همه آن موقعیتهائی که میتوانستم تو را در آغوش بگیرم و غفلت کردم

مادر تو همیشه بزرگ بودی و من همیشه ناتوان و عاجز

مادر مادر مادر......

مادر آسوده بخواب که وقت آسودگی توست

مادر تو هرگز وقتی برای آرامش و آسودگی خود قرار ندادی تا مبادا از ما غافل شوی و حال مادر نوبت توست که آسوده باشی که آرام باشی

مادر در آخرین لحظه زندگی ات به من فرصت دادی تا بربالینت حاضر شوم و افتخار این را داشته باشم که یک دست در دست تو و یک دست بر روی سرت برای نوازش بکار گیرم . مادر با حال زار و نحیف به حرفهای من گوش دادی. از خاطراتم گفتم از مهربانی هایت گفتم از دردهایم گفتم و تو مهربانانه و صبورانه به حرفهایم گوش دادی

مادر وفتی برایت در لحظات آخر حرف میزدم تا این جمله را گفتم گردنت کج شد چشمهایت بسته و نفست قطع شد. گفتم مادر تو بهترین بودی و برای ما بهترین را خواستی و بهترین هارا انجام دادی دیگر نگران ما نباش خود را به خدا بسپار که او مهربان ترین هست به او امید ببند و هرگز ترس و واهمه ای از این سپردن به خدایت به دل راه نده. و این چنین یک دست من در دستت و دستی دیگر درحال نوازش برسرت از میان ما رفتی

مادر تو حتی با مرگ خود به من ارزش دادی

درود بر تو مادر و درود بر همه مادران و همه زنان

 

 

سخنان فرزندی در سوگ مادرش در مراسم بزرگداشت مادر

 

++++++

 

 صالح موسوی  www.kallaj.com   Saleh Mousavi