به سایت کلج خوش آمدید

 

 

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است

کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد

 

(پائولو کوئلیو)

 

HOME : NEWS : KALLAJ : MY PICTURES : IRAN : ENTERTAINMENT : CHILDREN : CONTACT : POETRY : NORWAY

 

 

مرحله دوم انقلاب اجتماعی در اندونزی

 

برای درجریان واقع شدن عمیق تر از مسئله اندونزی، خواندن مقاله نشریه شماره 6 خانواده در مورد اندونزی تحت عنوان

تحولات اجتماعی در اندونزی توصیه میگردد

 

در شماره گذشته نشریه راجع به فریاد خشم ملت اندونزی از بیعدالتی های رژیم سوهارتو نوشتیم

در این فاصله سوهارتو بعلت شدت فشارها از مقام ریاست جمهوری برکنار گردید و بجای وی معاون او، حبیبی برمسند قدرت نشست. سقوط سوهارتو مشکلات اندونزی را حل نمیکند. برکناری سوهارتو پیروزی کوچکی است در راه رسیدن به دموکراسی

حبیبی شخصی است که سیاست سوهارتو را دنبال میکند هرچند که پزهائی از قبیل وعده آزادی زندانیان سیاسی را هم سر میدهد. او گفته است که 5 سال در قدرت خواهد ماند و بعد انتخابات آزاد صورت خواهد گرفت. البته امید و اعتماد به او کاری غیرانقلابی است

برکناری سوهارتو باید بدنبال خود دولت موقت ائتلافی بوجود آورد که ابتدا یک سری قوانین مملکت را تغییر دهد. از جمله تغییرات اساسی در قانون انتخابات و تشکیل احزاب مستقل سیاسی و آزادیهای کامل برای تمامی احزاب کشور. درطول جند ماه اخیر دانشجویان در راس جریانهای دموکراتیک کشور بودند، تعداد آنها زیاد بوده و همه آنها خشمگین بر رژیم، و دارای خواسته های مهم و اساسی بسیاری میباشند. احزاب مختلف کشور هم در این جریانات دخیل بودند که دانشجویان هم وابسته به بعضی از آنها میباشند

از بزرگترین و مهم ترین احزاب اندونزی میشود از چهار حزب نام برد

1. حزب دموکراتیک خلق

این حزب دو سال پیش تاسیس و بلافاصله توسط رژیم ممنوع اعلام شد. رهبر این حزب بیشتر عمر خود را در زندان و تبعید و تحت نظر مامورین امنیتی رژیم گذرانده است. این حزب در میان دانشجویان از نفوذ ویژه ای برخوردار میباشد

2. حزب دموکراتیک اندونزی

رهبر این حزب دختر رئیس جمهور سابق و مبارز ملی اندونزی، دکتر سوکارنو، بوده و نام وی مگاواتی سوکارنو میباشد. دکتر سوکارنو رهبر میهن پرستان اندونزی بود که برعلیه هلندیها که قصد استعمار مجدد اندونزی را بعد از جنگ جهانی داشتند قیام کرده، و در سال 1949 میلادی کشور را آزاد و مستقل اعلام، و خود او بعنوان رئیس جمهور انتخاب شد، و تا کودتای نظامی ژنرال سوهارتو درآن مقام بود

3. حزب اسلامی محمدیه

این حزب تعداد 28 میلیون نفر از جمعیت کل اندونزی را نمایندگی میکند و نام رهبر آن امین رئیس میباشد

4. حزب سنتی اسلامی نهضت علما

این حزب بزرگترین حزب اسلامی میباشد که تعداد چهل میلیون اندونزیائی را نمایندگی میکند و نام رهبر آن عبدالرحمن وحید میباشد

این چهار حزب احزابی هستند که میتوانند در مرحله دوم انقلاب اجتماعی تاثیرات ویژه ای در روند جریانات داشته باشند. احزابی که درمجموع اکثریت مردم را نمایندگی میکندد، و از مسئولیت خاصی برخوردار میباشند. آنها باید به اوضاع اقتصادی و سیاسی کشور توجه شایانی مبذول دارند. وظیفه آنها در این شرایط بسی دشوار و حساس میباشد. شرایط مملو ازبحرانهای سیاسی و اقتصادی. البته بحران اقتصادی بطور کلی گریبانگیر کشورهای آسیای جنوب شرقی است و این بحران از تابستان سال گذشته شروع شد. درپی این بحران، ارزش روپیه اندونزی سقوط کرده، و قیمت اجناس افرایش، و فقر گسترش پیدا کرد

ضمن اینکه سوهارتو یک دیکتاتور بود و به قیمت بهره کشی از مردم، خود و خانواده اش از سرمایه داران معروف جهان بشمار میروند. طوریکه مبلغ دارائی همه آنها را رویهم قریب به پنجاه میلیارد دلار تخمین میزنند، ولی باید گفت که موجب اصلی بحران اقتصادی در اندونزی، نه سوهارتو، بلکه صندوق بین المللی پول میباشد. این صندوق از چندی قبل طرحهائی در اندونزی داشت که میخواست باصطلاح رفرمهای اقتصادی در کشور ایجاد کند. درپی این جریانات، سوهارتو اعلام کرد که میخواهد قیمت مواد سوختی را که از اهمیت ویژه ای برای مردم برخوردار است، تاحدود هفتاد درصد افزایش دهد. این برنامه باعث نارضایتی و نگرانی و بعد بالاخره موجب خشم مردم گردید

بانک جهانی در ارزیابی سالیانه خود در سال گذشته از اندونزی بعنوان ستاره اقتصادی درحال رشد که در آن فقط نیاز به تغییرات جزئی آرایشی میباشد، نام برده است. ولی باوجود این تغییرو ارزیابی بانک جهانی، دیدیم که بحران گریبانگیر این کشور شد. اما اقتصاددانان این بحران را فقط یک بحران اقتصادی خواندند و نه یک بحران سیاسی اجتماعی. آنها بطور کلی نقش سیاست و اقتصاد را درهمدیگر و در این مورد فراموش کردند. آیا این فراموشی عمدی بود یا اینکه واقعا بی توجهی به امر، کاری است که ضرورت پردازش بدان در اینجا نیست. بهرحال درپی این بحران، بیکاری زیاد شد و در این مدت بیش از ده میلیون نفر بیکار شدند، اوضاع نابسامان و اعتبار اقتصادی کشور تنزل پیدا کرد

سوهارتو عمق بحران را درک کرده، و بنابراین متوسل به مردم شد و احساسات میهن پرستانه و ملی گرایانه مردم را دستاویزی برای حل بحران قرار داد. بحرانی را که غرب درست کرده بود، سوهارتو میخواست که مردم حل کنند. بعد، سوهارتو دوست قدیمی خود که یکی از بازرگانان معروف کشور میباشد، یعنی حبیبی را بعنوان معاون خود برگزید. با انتساب حبیبی به سمت معاون ریاست حمهوری، صندوق بین المللی پول اظهار نارضایتی کرد. بازاینکه، این نارضایتی واقعی بود یا فقط یک سرپوش، کاری به آن نداریم. بدنبال گماشتن حبیبی در پست معاونت ریاست جمهوری، ارزش پول کشور باز هم نزول پیدا کرد، کمبود اجناس در بازار کاملا مشهود و درنتیجه قیمت آنها بالا رفته و گرانی بعنوان یک فاکتور مشخص پدیدار شد. این مسائل باعث شدت فشار بر مردم شده و اغتشاشات آغاز گردید. قیمت بنزین هفتاد درصد و قیمت سوخت مصرفی مردم برای تولید گرما در زمستان، درحدود 25 درصد افزایش پیدا کرد. افزایش قیمت مواد سوختی باعث افزایش قیمت مواد غذائی و هزینه های ترانسپورت و غیره شده و مشکلات ناشی از این اوضاع دشوار، کم کم بر تمامی مسائل زندگی مردم سایه افکند. سوهارتو درمانده و ناتوان شد. و در اثر شدت فشارها در تلویزیون ظاهر و برای مردم به نطق پرداخته و طی آن وعده داد که درنظر دارد رفرمهائی در کشور ایجاد کند. او از مردم یکسال فرصت خواست و قول داد تا یکسال دیگر از قدرت کناره گیری خواهد نمود. ولی او هم بسان سایر دیکتاتورهای جهان دیر به فکر نجات حکومت خود افتاد. دانشجویان اعتراض کننده و نیروهای اپوزیسیون دیگر هیچ امید و اعتمادی به او نداشتند و پارلمان هم کاملا به او پشت کرده و درنتیجه سوهارتو مجبور به استعفاء شده و معاون وی، حبیبی برمسند ریاست جمهوری تکیه زد

ظاهرا نه ارتش و نه صندوق بین المللی پول و نه بانک جهانی، هیچکدام خوشنودی از حبیبی نشان نمیدهند. و حالا صندوق از وی خواسته است که رفرمهای اقتصادی درکشور آغاز کند. صندوق البته فقط منافع اقتصادی خود را میخواهد و کاری به اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور در عمل ندارد، حتی اگر شعارهائی هم در این زمینه سردهد

شرکتهای غربی در اندونزی از مدتها پیش در فعالیت اقتصادی تجاری بوده و درحدود پنجاه شرکت خارجی دراین کشور نمایندگی داشته و به فعالیتهای تجاری مختلف مسغول بوده و هستند. البته هرشرکتی که میخواهد فعالیتی کند باید را خانواده سوهارتو که مثل تارعنکبوت تمامی اقتصاد کشور را دردست دارند کنار بیاید و درواقع باید رشوه به آنها بدهد تا بتواند کاری و فعالیتی صورت دهد

بهرحال اکنون خانواده تارعنکبوتی سوهارتو همچنان از نفوذ خویش برخوردار بوده، و حبیبی که فی الواقع سوهارتو با چهره ای دیگر میباشد، برمسند قدرت حاکم، و شرکتهای غربی و صندوق بین المللی پول و بانک جهانی درپی منافع خود هستند. و همه این مسائل بسان سابق درکشور پابرجاست. حال مسئولیت احزاب و نیروهای اپوزیسیون کشور بمراتب حساس تر و دشوارتر میباشد

امید آن داریم که اندونزی بتواند آرامش خود را بازیافته و بحران اقتصادی و سیاسی خود را با راه حلی متکی بر مشارکت مردمی، مسالمت آمیز و آرام و با عدم خشونت، حل نماید. و نیز امیدواریم که اپوزیسیون کشور، حساس بودن شرایط را بخوبی درک کرده و درپی قدرت گرفتن خود نبوده، بلکه به فکر نجان کشور باشند تا بتوانند بخوبی از عهده این امر مهم یعنی حل بحرانهای اقتصادی و سیاسی کشور برآیند

 

صالح موسوی

منتشر شده در ماهنامه خانواده، چاپ نروژ، تیر 1377

 

تحولات اجتماعی در اندونزی

 

نوشته های من

نظرات شما در مورد سایت کلج

بازگشت به صفحه اصلي

بالا


 

صالح موسوی www.kallaj.com Saleh Mousavi