به سایت کلج خوش آمدید

 

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است

کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد

 

(پائولو کوئلیو)

 

HOME : NEWS : KALLAJ : MY PICTURES : IRAN : ENTERTAINMENT : CHILDREN : CONTACT : POETRY : NORWAY

 

گفتگوی شمع من با نخش

 

شبی در خلوت خویش

بر افروختم شمعی

شمعی برای روشنی بخش تاریکی شبم

شمعی برای گرمی بخش سردی زمستانم

سردی زمستانی برخاسته از اندرون

در گرمای تابستانی برون

 

تا شمع بر افروختم

شنیدم نجوا و زمزمه ای

صدا از اندرون شمع می آمد

ولی صدا تک نبود، جفت بود

 

گوش فرا دادم

دو صدا با هم در حال گفتگو بودند

شنیدم که نخ شمعی که برافروختم، ناله و فغان برآورده

نخ شمع من بود که ناله سر داده بود

نخ شمع شیون میکرد از درد و سوزش

 

شیون قطع شد

نخ شمع اندکی دست از فریاد و شیون کشید

و خطاب به شمع کرد و گفت

من* در حال سوختنم و تمام شدن*

تو چرا اشک ریزانی؟

 

شمع گفت

چگونه میشود اشک نریخت

آنزمان او که در قلبت خانه کرده است

میسوزد و فغان بر می آورد

تو در اندرون قلب من جای داری و میسوزی

پس چگونه میتوانم اشک نریزم

آنزمان که شاهد سوختنت باشم

 

صالح موسوی

نروژ تابستان 1387

===================

عشق

نوشته های من

نظرات شما در مورد نوشته های من

بازگشت به صفحه اصلي

برگشت به فهرست نوشته ها

بالا

 

صالح موسوی www.kallaj.com Saleh Mousavi