++++++++

در هفته 17 سال 2009 جهت انجام سخنرانی در مورد موضوع عام

Diversity and Methods of Social Work

و موضوع خاص نگاه اقلیتی به جوامع چند فرهنگی

(Minority Perspective in a Multiculturell/Diversity Society)

عازم شهر

اودنسه Odense

در کشور دانمارک شدم

نام دانشگاهی که در آن سخنرانی داشتم

University College Lillebælt / Odense - Denmark

مناسبت اجتماع ما در دانمارک

همه دانشگاههای اروپا در چند سال اخیر تصمیم گرفته اند که هر سال گردهمائی هائی داشته باشند تا هم دانش در همه اروپا بچرخد و هم دانشچویان تمرین زبان انگلیسی کنند

دانشکده ای که من در آن تدریس میکنم رشته های امور اچتماعی، پرستاری و مددکاری اجتماعی در مقطع لیسانس، فوق لیسانس و نیز دوره های کوتاه یک و دو ساله دارد که فارغ التحصیل ها بعد از پایان دوره لیسانس خود به استخدام دولت درآمده و کارهای امور اجتماعی، و مدد کاری اجتماعی انجام میدهند

کلیه دانشکده های مددکاری اجتماعی تصمیم گرفته اند که هر سال سه کشور در هفته 17 این کنفرانس را تشکیل دهد

امسال نوبت دانمارک اطریش و جمهوری چک میباشد

سال 2011 نوبت ما است

پارسال یعنی در هفته 17 سال 2008 من برای همین منظور به کشور فنلاند رفته و یک سخنرانی کوتاه یک ساعته در آنجا داشتم

Finland

بغیر از این برنامه همیشگی برنامه های موقتی و پراکنده ای هم داریم

سفر من به هلند در اوایل آوریل 2009 یکی از این ها بود

سفر به کشور هلند در اوایل ماه آوریل 2009

سفرهای دانشگاهی متفرقه دیگر

در سال 2005 تمام همکاران به کشور مونته نیگرو رفتیم. در آنجا یک هفته کامل اقامت داشتیم و قرار بود هر کس یک سخنرانی کوتاه به زبان نروژی برای همکاران خودمان داشته باشیم

در آنجا من یک سخنرانی 2 ساعته با موضوع آموزش دوزبانه در یک مدرسه چند فرهنگی داشتم

Montenegroعکس هائی از

در سال 2006 دوباره همه همکاران برای یک اقامت یک هفته ای به کشور لتونی رفتیم

در آنجا یک سخنرانی یک ساعته با عنوان همزیستی در جوامع چند فرهنگی داشتم

عکس هائی از کشور لتونی و پایتخت آن ریگا

در سال 2008 به شهر بیرمنگهام انگلستان سفر کردیم و در آنجا فقط شنونده سخنرانیهای استادان دانشگاه بیرمنگهام بودیم

Birmingham

++++++

International University Week

زمان و مسیر سفر

رفت

بعد از ظهر روز یکشنبه 19 آوریل با اتومبیل خود به شهر لارویک نروژ رفته و از آنجا با اتومبیل سوار بر کشتی شده و بعد از 4 ساعت بر روی آب بودن به خاک کشور دانمارک رسیدم

شهر بندری دانمارک Hirtshalsاز

تا شهر اودنس دوباره رانندگی کردم

از شهرهیرتس هالس تا شهر اودنس کمی کمتر از 400 کیلومتر میباشد

دقایقی از نیمه شب گذشته بود که به شهر اودنس رسیدم

باید بگویم که دستگاه جی پی اس واقعا بسیار مفید است و من بدون دغدغه و نگرانی راحت راه ها را پیدا کرده و به هتلی که رزرو شده بود رسیدم

تمام هفته یعنی هر پنج روز را برنامه داشتیم

روز چهارشنبه برنامه کنفرانس نبود بلکه کمیته استقبال کننده یک تور قایق رانی در طول شهر و یک بازدید از یک مزرعه قدیمی دانمارک را برای همه ما مهمانان ترتیب داده بودند. همه روزها آفتابی بود بجز همین روز که ما این روز را در زیر باران سپری کردیم

هر روز استادان نروژی دانمارکی سوئدی اطریشی بلژیکی هلندی و آلمانی سخنرانی هائی از 2 تا 5 ساعت داشتنند و تمام روز از صبح زود تا عصر مشغول بودیم. کنفرانس من از ساعت 9 صبح تا سه بعداز ظهر روز سه شنبه بود. از ساعت 12 تا یک وقت ناهار بود

باید بگویم که مسیر راه فقط اتوبان بود و من در شب رانندگی میکردم بنابراین چیز جالبی ندیدم

خود شهر اودنس هم یک شهر کاملا معمولی بود و چیز خاصی نداشت

برگشت

بعد از ظهر روز جمعه شهر اودنس را ترک کرده و با همه دانشجویان و استادان شرکت کننده خداحافظی کردم

از نروژ من تنها استادی بودم که رفته بودم ولی دانشجویانی هم از دانشگاه خودمان و هم از اسلو نیز به آنجا آمده بودند

شهر اودنس سومین شهر دانمارک میباشد

از یکی از همکاران دانمارکی پرسیدم دومین شهر دانمارک کدام است و او گفت که شهر اوگوس میباشد

حدود 14 سال پیش سفر کوتاهی به این شهر داشتم و توجه مرا آن زمان جلب کرده بود تصمیم گرفتم که قبل از رفتن به شهر بندری که باید در آنجا کشتی سوار میشدم به این شهر یعنی اوگوس هم بروم و دیداری تازه کنم. شهر اوگوس در مسیر راه من بود و فقط کافی بود از اتوبان قدری خارج شوم

وقتی به شهر اوگوس وارد شدم ابتدا به کنار دریا رفته و قدری در آنجا نشسته و به تماشای دریا مشغول شدم

زیبا بود و با نشاط و البته آرام بخش

بعد به داخل شهر رفته پارکینگی یافته اتومبیلم را پارک کرده و دو و نیم ساعت در شهر گشتم. این شهر زیباتر از شهر اودنس بود ولی البته به زیبائی شهر کپنهارگ یعنی پایتخت دانمارک نمیرسید

درمجموع از این شهر خوشم آمد و عکس هائی هم از آنجا گرفتم

بقیه مسیر را با توقف های مکرر پیموده و به شهر بندری هیرتس هالس رسیدم

مسیر راه برخلاف راه های نروژ بود راه های نروژ معمولا کوهستانی و در کنار جاده ها پراز مزارع زیبا و سبزه و چمن میبینید ولی در دانمارک همه جا صاف، جاده های عریض ولی خسته کننده بود

کمی شهر را گشتم. شهری بود بسیار کوچک که فکر میکنم همه همدیگر را میشناختند و چون عصر بود تقریبا کسی در شهر نبود فقط پمپ بنزین و بار باز بود، همه مغازه های دیگر تعطیل بودند

بالاخره ساعت ده شب وارد کشتی شدم و ساعت دو شب به نروژ رسیده و دقایقی از ساعت سه بامداد روز شنبه 25 آوریل گذشته، به منزل خود رسیدم

Odense

اودنس سومین شهر کشور دانمارک میباشد

نویسنده بزرگ دانمارکی هانس کریستین آندرسن در سال 1805 میلادی در شهر اودنس بدنیا آمد

آندرسن کتابهای بسیار ارزشمندی از خود بجای گذاشته که مهمترین آن قصه اردک زشت میباشد

من در کنفرانس خود در دانشگاه این شهر قصه اردک زشت را به مسائل کودکان خارجی مهاحر در کشورهای غربی ربط داده و این قصه را به روشی خاص خود برای شرکت کنندگان تعریف کرده و از جمله گفتم که قصه اردک زشت قصه کودکان افریقائی و آسیائی و آمریکای لاتین است در کلیه کشورهای غربی

جوجه اردکی که نه اردک هست و نه زشت، بلکه قوئی است زیبا که در زمان و مکان نادرستی قرار گرفته است

این جوجه اردک به کرات شنیده که زشت است و باورش شده که زشت است و باورش شده که باید تحقیر شود

او عزت نقس و اعتماد به نفس خویش را از دست داده و خود را حتی محق کشته شدن میداند

و ادامه دادم که این گناه گناهی نابخشودنی است

متهم این جریان همه آن کسانی هستند که این جوجه قوی زیبا را اردک زشت خوانده اند . او را تحقیر کرده اند. اعتماد به نقس و عزت نفس را در وجود او کشته اند

متهمین کسانی هستند که شرایط را طوری بوجود آورده اند که این کودک در زمان و مکان نامناسب قرار گیرد و مورد این همه بی مهری، بی توجهی و تحقیر قرار گیرد

شرکت کنندگان در کنفرانس، که 5 ساعت بطول کشید، دانشجویان و استادان دانشگاه های مختلف از کشورهای نروژ، دانمارک، سوئد، فنلاند، بلژیک، هلند، اطریش و آلمان بودند

در پایان سخنرانی خطاب به استادان گفتم شما همه وظیفه دارید تا دانشجویانی تربیت کنید تا در آینده که شعلی میگیرند قوهای زیبا را زشت جلوه ندهند

و خطاب به دانشجویان گفتم وقتی فارغ التحصیل شدید و در هر مقام و موقعیت شغلی که قرار گرفتید و کارتان درارتباط با کودکان و خانواده هائی از کشورهای مهاجر بود به قصه اردک زشت توجه کنید تا مرتکب گناه تحقیر کردن، زشت خواندن و زشت جلوه دادن و داوری های غلط و ناعادلانه نگردید

گفتم که شما وظیفه دارید آینه هائی دربرابر این کودکان قرار دهید تا بتوانند زیبائی های خود و توانمندیهای خود را ببینند

از آنها نخواهید انطوری باشند که شما می پسندید ، به حرفهای آنها، به خواستهای آنها، به نیازهای آنها، به امیدها و آرزوهای آنها توجه کرده و به درد دلها و احساسات آنها با تمام وجود، ونه برای رفع تکلیف، بخوبی و با احساس مسئولیت ویژه انسان مسئول گوش فرا دهید

آنها را از خود بدانید نه بیگانه

یادتان باشد که همه آنچه را که من از شما میخواهم بکنید بدانید که شما کاری خاص نکرده اید بلکه وظیفه انسانی خود را انجام داده اید پس حق ندارید بر آنها منت بگذارید. این حق آنهاست که چون انسان ارزشمند بحساب آیند

بله این حق آنها و این وظیفه شماست

سخنرانی را با جمله زیر پایان دادم

متنفر بودن از انسان، گناه بزرگی است

ولی این بزرگترین گناه نیست، بلکه بی تفاوتی نسبت به بی عدالتی و سرنوشت انسان، بزرگترین گناه بشری است و امیدوارم که هیچکدام ما دچار این گناه بزرگ بی تفاوتی نشویم

خوشبختانه سخنرانی مورد توجه خوبی قرار گرفت و همه میگفتند که این قصه را بارها خوانده اند ولی هرگز اینچنین آن را مورد توجه خود قرار نداده بودند

++++++

پادشاهی دانمارک کشوری است در شمال اروپا. پایتخت آن کپنهاگ است

در تقسیمات کشوری جدید دانمارک که در سال ۲۰۰۷ انجام شد، خاک اصلی کشور دانمارک به پنج استان (که در دانمارکی Region نامیده می‌شود) بخش گردید:

تقسیمات کشوری دانمارک

هوودستادن (Hovedstaden)

نوردیولند (Nordjylland)

میدیولند (Midtjylland)

شیلند (Sjælland)

سیددانمارک (Syddanmark)

گرینلند (به دانمارکی: گرؤنلند Grønland) و جزایر فارو (به دانمارکی: Færøerne) نیز دو قلمرو برون‌مرزی و خودگردان دانمارک به شمار می‌آیند.

بدون شک پرآوازه ترین نویسنده دانمارکی در سطح جهان هانس کریستین آندرسن (دانمارکی: H.C. Andersen) ، نویسنده افسانه های مشهوری چون پری کوچک دریایی (دانمارکی: Den Lille Havfrue) و جوجه اردک زشت (دانمارکی: Den Grimme Ælling)، می باشد.

عکس های سفر

عکس های سفرOdense

عکس های سفر Aarhus

دو مطلب حاشیه ای از سفر دانمارک

1. یک استاد اطریشی اطلاعات بسیار زیادی راجع به ایران از کوروش تا امروز داشت و برای ایران و ایرانی احترام خاصی داشت

2. درمیان سخنرانی ام دو کشور ایران و نروژ را بطور خلاصه معرفی کردم. وقتی ایران را معرفی میکردم عکس هائی هم از روستای زادگاهم کلج و نیز خانه ای که در آن متولد شده ام را در پروژکتور به نمایش گذاشتم

من نه در بیمارستان بلکه توسط یک مامای محلی بنام مشهدی گلشن در این خانه و همین اطاقی که بالکن آن دیده میشود بدنیا آمده ام

باز همین مطلب را بهانه کرده و به حاضرین گفتم کاری کنید که کودکان از هویت خود گریزان نبوده و آن را مایه شرم و سرافکندگی خود ندانند

کسی میتواند از ایده ها و فرهنگ ها و نگرش های دیگران بیاموزد که ابتدا خود را بشناسد و به آنجه که هست پایبند بوده و آن را چیزی درپس پرده کردن نداند بلکه بتواند براحتی از آن سخن بگوید

اگر کسی چنان کرد آنوقت انسان چند بعدی میتواند بشود

و گفتم اگر من همیشه در ایران می ماندم فقط یک بعد و اگر نروژی اصیل بودم نیز فقط یک بعد از هر مسئله ای را می دیدم، ولی اکنون من چه بخواهم و چه نخواهم درارتباط با هر مسئله ابعاد مختلف و حداقل دو بعد ایرانی نروژی میبینم

-----

Èå ÓÇیÊ ˜áÌ ÎæÔ ÂãÏیÏ

                                                                                                                 If you cannot read the persian text on this web-site, please click  here

                                                        & follow the constructions

˜áÌ ÑæÓÊÇیی ÇÓÊ ÏÑ ÈÎÔ ØÇÑã ÓÝáی ÇÓÊÇä ÞÒæیä¡ ÏÇÑÇی ÈÇ۝åÇی ÏÑåã ÊäیÏå ÒیÊæä æ ÞáÚå ÊÇÑیÎی ÔãیÑÇä. Çیä ÑæÓÊÇ ÇÒ ÑæÓÊÇåÇی ÑÏԐÑی ÇیÑÇä ÇÓÊ. Ïåí ÇÒ ÏåÓÊÇä ØÇÑ㠁Çííä ÇÓÊ ˜å ÏÑ ÈÎÔ ØÇÑã ÓÝáی ÔåÑ ÞÒæیä æÇÞÚ ÇÓÊ æ918 Êä Ó˜äå ÏÇÑÏ. ÇÒ ãÔÇåیÑ Çیä ÎØå ãیÊæÇä ÈÑ ãÑÍæã ÍÇÌ ÍÈیÈ Çááå ˜ÔÇæÑÒ ã˜ÇÝÇÊی (Çæáیä ÔÎÕی ˜å ÒیÊæä ÑÇ ÏÑ ÈÇҐÔÊ ÇÒ ÓÝÑ ÝáÓØیä Èå ÇیÑÇä ÇæÑÏ æ ÏÇÑÇی ÓæÇÏ æ ãÚáæãÇÊ ÝÑÇæÇäی ÈæÏå ÇÓÊ)ºÍÖÑÊ ÂیÊ Çááå ÇáÚÙãی ãÑÍæã ÍÇÌ ÇÞÇ ÓیÏ ÍÓیä ãæÓæی(ãÚÌÒÇÊ ÝÑÇæÇäی ÇÒ ÇیÔÇä äÞá ÔÏå ÇÓÊ)ºÂÞÇ ÓیÏ ˜ÇÙã ãæÓæی(˜ÏÎÏÇ æ ÈÒѐ ˜áøÌ)ºÓیÏ ÕÇáÍ ãæÓæی æ... ÇÔÇÑå äãæÏ. áÛÊ "˜áøÌ" Èå ãÚäÇی "ãÑÏÇä ÏÑÔÊ æ ÊæÇäÇ" ãیÈÇÔÏ.