kallaj

 

به سایت کلج خوش آمدید

با شخصیت های سیاسی جهان آشنا شویم

فیدل کاسترو، رهبر کوبا

اول ژانویه 1999 چهلمین سال حکومت کاسترو بر کوبا میباشد

کاسترو، دیکتاتور و مدافع اجتماعی

کاسترو، سخنوری ماهر و توانا، و شنونده ای ناتوان

کاسترو، کسی که 9 تن از روسای جمهوری امریکا برعلیه وی به انواع و اقسام مخالفت ها، از تهدید، نقشه ترور، مجازات، بایکوت، محاصره اقتصادی و حتی کودتا دست زده اند و او سرفراز از همه آنها سربرداشته است

فیدل کاسترو در شهر مایاری کوبا در روز سیزدهم اوت 1926 میلادی بدنیا آمد. پدر فیدل یک کشاورز فقیر و مهاجر اسپانیائی بود که بکار زراعت شکر میپرداخت. فیدل پدر را مجبور کرد که شرائط تحصیل وی را فراهم آورد، و پدر با مشکلات زیاد این کار را انجام داد

فیدل در سن 24 سالگی موفق به اخذ درجه دکترا در رشته حقوق گردید. در این فاصله او نهضت دانشجوئی را رهبری کرده، حزب تشکیل داده، ازدواج کرده و صاحب فرزند هم شده بود. او بنیانگذار حزب مردم کوبا در سال 1947 بود و تا سال 1953 ضمن مبارزات سیاسی به شغل وکالت نیز میپرداخت. کاسترو در حرفه وکالت به حمایت از حقوق فقیران و نیازمندان جامعه اش برخاسته و موکلین وی همه افراد فقیری بودند که نمیتوانستند از حقوق خود در مقابله با زورگویان حکومتی و افراد سرمایه دار وابسته به حکومت دفاع نمایند. کاسترو همیشه مخالف بیعدالتی و مبارز راه عدالت اجتماعی بوده است

کوبا جزیره ای است در مغرب دریای کارائیب که با فاصله کمی در شمال آن، شبه جزیره فلوریدای امریکا واقع شده است. در مغرب کوبا خلیج مکزیکو و در جنوب آن بفاصله نسبتا زیادی ممالک آمریکای مرکزی قرار دارند و در مشرق آن نیز با فاصله کمی، جمهوری هائی تی واقع شده است، و در جنوب شرقی آن نیز جمهوری جامائیکا قرار دارد

وسعت کشور کوبا درحدود یکصد وپانزده کیلومترمربع میباشد. کوبا دارای آب و هوائی گرم و درعین حال مرطوب بوده و پایتخت آن هاوانا در شمال غربی کشور در ساحل خلیج مکزیکو واقع شده است. نژاد مردم سفید پوست، سیاهپوست و سرخ پوست بوده، و زبان آنها اسپانیائی، و دین مردم دین مسیحیت میباشد

کوبا، روز 24 اکتبر 1945 میلادی به عضویت سازمان ملل متحد درآمد

محصولات کشاورزی کوبا شامل نیشکر، توتون، چوب، قهوه و موز و آناناس میباشد. مهمترین منابع معدنی آن شامل آهن، مس، نیکل، منگنز و کرومیت بوده و دارای صنایعی از قبیل صنایع استخراجی، سیگارسازی، قندوشکرسازی، مواد شیمیائی و شراب سازی میباشد. به سبب وجود مراتع طبیعی زیاد، پرورش انواع جانوران دامی در کوبا رواج کامل دارد. در نواحی شرقی گوسفند و بز، و در نواحی مرکزی خوک، و در نواحی غربی گاو و گوسفند پرورش داده میشود، و ماهیگیری نیز همه جای کشور رواج دارد

مواد غذائی، دارو، وسائط نقلیه، اسلحه و ماشینهای مختلف صنعتی واردات کشور را تشکیل داده و این کشور به صادرات چوب، شکر، سیگار، میوه های جنگلی و سنگهای فلزات شهرت دارد

کوبا یکی از زیباترین و دیدنی ترین مناطق دریای کارائیب محسوب میشود

کوبا، تا قبل از انقلاب از هر جهت عقب مانده بود و به همین دلیل راههای ارتباطی نیز در آن کشور بسیار محدود و اندک بود. بعد از روی کار آمدن کاسترو، راههای بسیاری ساخته شده بطوریکه سراسر کوبا با راه آهن بهم متصل است، و به نسبت وسعت در شمار ممالک پرراه آهن جهان محسوب میشود. علاوه بر راه آهن، همه شهرهای مهم و بنادر مهم کوبا نیز بوسیله راههای شوسه بهم متصل است. کوبا راه آبی داخلی ندارد ولی دریای کارائیب و خلیج مکزیکو و اقیانوی اطلس، عامل عمده ارتباط کوبا با سایر ممالک جهان محسوب میشود. فرودگاه هاوانا جزء فرودگاههای درجه اول بین المللی است

قبل از رژیم کمونیستی کاسترو، کوبا کشوری بسیار عقب مانده و فقیر بود و پایتخت آن بعنوان یک روسپی خانه بزرگ مطرح بوده و شعبه ای از دنیای گانگستری امریکائی محسوب میگردید

کوبا، در جریان اولین سفر دریائی توسط کریستف کلمب در سال 1492 میلادی کشف شد و از آن پس تا سال 1898، مستعمره اسپانیا محسوب میشد و از آن بصورت یک پایگاه معتبر دریائی و اقتصادی استفاده میشد و باین جهت اهمیت فراوانی داشت. در جریان جنگهای سال 1898 میلادی میان اسپانیا و اتازونی (امریکا) بعد از اینکه اسپانیا شکست خورد، در شمار آن قسمت از متصرفات خود که به امریکا واگذار کرد، جزیره کوبا را نیز به امریکائی ها سپرد

از روز دهم دسامبر 1898 تا بیست می 1902 امریکائیها مدت چهار سال مالک کوبا بودند، تا در این روز کوبا مستقل شد، منتها امریکا حق داشت تا سال 1934 در اوضاع کوبا نظارت داشته باشد. از سال 1934 کوبا کاملا مستقل شد، منتها این بار اسیر تمایلات دیکتاتوری رهبران خود شد که آخرین آنها باتیستا نام داشت. باتیستا در خدمت ارتش بود و به درجات بالائی در ارتش نائل آمد تا اینکه فرمانده کل ارتش شد، بعد به آن مقام نیز قانع نشده و در سال 1940 به مقام ریاست جمهوری رسید. او چهار سال در قدرت بود، بعد دست نشاندگان وی دو دوره بقدرت رسیدند و او ظاهرا کنار رفت. او این وضعیت را نتوانست تحمل کند و در سال 1952 دوباره با یک کودتای نظامی قدرت و اختیار تمام و کمال کشور را در دست گرفته و به دیکتاتوری وحشتناک خود پرداخته، با امریکا رابطه بسیار حسنه و خوبی ایجاد کرده و بدبختی و عدم بهداشت و فقر و بیسوادی را برای مردم کوبا به ارمغان آورد

کاسترو به مبارزه با حکومت خودکامه و استثماری باتیستا پرداخت. در سال 1953 حکومت باتیستا فیدل را دستگیر و به پانزده سال زندان و بیگاری محکوم کرد ولی دو سال بعد شامل عفو گردیدهو آزاد گردید

کاسترو بعد از آزادی به مکزیک رفته و این بار بطور جدی تر تهیه و تدارک انقلاب را دید. در مکزیک فیدل یک نهضت چریکی راه انداخته که در آن، برادرش رائول و انقلابی بزرگ امریکای لاتین چریک کبیر ارنستو چه گوارا از جمله افراد این نهضت بودند. در سال 1956 این گروه چریکی به کوبا حمله کرده و همه آنها بجز دوارده نفر (که فیدل و برادرش و نیز چه گوارا از جمه آن دوازده نفر بودند) توسص ارتش کوبا به قتل رسیدند

این دوازده چریک باقی مانده بعد از از دست دادن یاران و همرزمان خود تسلیم نشده و به مبارزات خود ادامه داده و سه سال بعد حکومت باتیستا را ساقط و حکومت مردمی خود را به رهبری فیدل کاسترو تشکیل دادند

بعد از گذشت چند سال از انقلاب کوبا، مردم فقیر آن کشور وضع خوبی پیدا کردند و دیگر گرسنه ای در کشور نبود. همه مردم امکان دسترسی به پزشک و دارو و درمان رایگان را پیدا کردند. اپیدمی های مختلف که در کشور بود و از دوران حکومت باتیستا به ارث مانده بود بتدریج از میان رفت. وضعیت تحصیل بسیار عالی شد طوریکه امروز فقط کمتر از پنج درصد از مردم کوبا بیسواد میباشند. تلاشهای زیاد برعلیه تبعیض نژادی، قومی، ملیتی و جنسی صورت گرفته و همه انسانها در برابر قانون دارای حقوق مساوی و برابر شدند

اما کاسترو در این مدت هیچ اپوزیسیونی را قبول نکرده و به هیچ کس حق انتقاد از حکومتش را نداده، و هرساله هزاران نفر از کشور میگریزند، طوریکه چند سال پیش حتی دختران کاسترو نیز از کشور گریخته و از دیکتاتوری پدر ناله سر دادند

درمورد کاسترو گفته اند که وی ساعتها حتی گاها تا هفت ساعت بدون توقف به سخنرانی کردن میپردازد، که این از نقاط قوت وی بشمار میرود. از نقاط ضعف وی از جمله این است که او شنونده خوبی نیست و فقط میخواهد بگوید نه اینکه بشنود

بعد از بقدرت رسیدن کاسترو در کوبا، امریکا به مخالفت های شدید برعلیه وی پرداخته و در این مدت با روشهای مختلف بایکوت، تهدید، مجازات اقتصادی، نقشه ترور فیدل و حتی کودتا سعی کرده تا حکومت کاسترو را ساقط کند. بلافاصله بعد از به حکومت رسیدن کاسترو، آیزنهاور رئیس جمهور وقت امریکا واردات شکر از کوبا را متوقف کرد، در پاسخ به این اقدام آیزنهاور، همه مایملک امریکائی در کوبا شامل معدن و راه آهن و صنعت نیشکر توسط کاسترو ملی اعلام گردید. بعد امریکا به تحریم کامل اقتصادی کوبا دست زد که تا کنون نیز ادامه دارد. از آن زمان تاکنون 9 تن از روسای جمهوری امریکا به مبارزات علنی با کاسترو پرداخته اند و کاسترو از همه آنها موفق بیرون آمده است

در تابستان 1998 فیدل کاسترو اعلام کرد که وقت آن رسیده تا یک دادگاه بین المللی کاملا مستقلی، حتی مستقل از سازمان ملل تشکیل شود، و در آن دادگاه، امریکا بخاطر بایکوت چندین ساله کوبا که باعث فشار به ملت کوبا گردیده، مورد محاکمه قرار گرفته، و مجازات گردد

فشارهای شدید امریکا به کاسترو در شروع حکومت وی، فیدل را مجبور به روآوردن به شوروی کرد، چرا که او برای اجراء هدفهایش نیاز به کمک داشت، و برای دولتمردان کرملین هم البته کاسترو یک هم پیمان ایده آلی بود، بنابراین باآغوش باز از کاسترو استقبال کردند

کوبا مهمترین صادرکننده شکر به اروپای شرقی شد، شوروی همه نوع کالا با حداقل قیمت به کوبا داده و حتی گاها کمک های نقدی نیز میکرد. شوروی حتی نفت خام ارزان قیمت در اختیار کاسترو میگذاشت و او آن را با قیمت گرانتر در بازار جهانی میفروخت. با فروپاشی شوروی همه این کمک ها از بین رفته و حالا اقتصاد کوبا متکی به صادرات شکر و اجناس لوکس مثل سیگار میباشد

بعد از فروپاشی شوروی کاسترو در سخنانی خطاب به کشاورزان کوبا از آنها خواست که با شدت تمامتر به کار کشاورزی ادامه دهند. او گفت هرچند حالا از تراکتورها خبری نیست ولی حال بجای آنها اسبان و گاوان خود را برای شخم زدن بکار گیرید

کاسترو در طی حکومتش، با دنیای غرب رابطه ای نداشته ولی سال گذشته شرایطی فراهم آورد که پاپ اعظم رهبر کاتولیک های جهان به کوبا رفته و مردم کاتولیک آن کشور از این مسئله بسیار راضی و خوشنود گشتند

رابطه دولت با دین و دینداران در طی حکومت کاسترو بسیار بد و سر بوده، ولی در سال 1992 برای اولین بار مصوبه ای به قانون اساسی کشور اضافه شد که براساس آن آزادی ادیان به رسمیت شناخته و تضمین شده است

بعد از دیدار پاپ از کوبا، کشورهای مختلف سعی در ایجاد رابطه با کوبا کرده و کاسترو نیز سفرهای مختلفی به خارج کرد

کاسترو مخالفت شدیدی با سیاست گورباچف، آخرین رهبر شوروی داشت و توصیه گورباچف را برای باز کردن درها کاملا رد کرد و گفت هیچکس هرگز نباید چنین رویائی درسر داشته باشد که ما روزی به طرف کاپیتالیسم حرکت خواهیم کرد

اوضاع اقتصادی کشور کوبا اکنون بسیار وخیم میباشد، قیمت اجناس فوق العاده گران بوده، و یک کارگر باید چندین ماه و یا حتی یکسال تمام از حقوق خود را بپردازد تا بتواند یک یخچال خریداری کند، اجناس جیره بندی شده و مردم ساعتها در انتظار گرفتن آذوقه در صف های طویل می ایستند

بعد از گذشت چهل سال از حکومت کاسترو بر کوبا، ریش انبوه وی کاملا سفید شده، ولی کاسترو همان کاستروی سابق است. او قوی ترین مرد کوبا با یونیفورم نظامی و با سیگار برگ بر لب، مردی خونگرم، زنده و همچنان بفکر اجراء کامل عدالت اجتماعی، سازش ناپذیر، کمونیستی معتقد، و البته یک دیکتاتور سیاسی است

منتشر شده در ماهنامه خانواده، چاپ نروژ، دی 1377

-