kallaj

 

به سایت کلج خوش آمدید

با شخصیت های سیاسی جهان آشنا شویم

معمر قذافی، رهبر لیبی

در قسمت با شخصیت های سیاسی جهان آشنا شویم نشریه خانواده، اینبار به سراغ مردی میرویم که زمانی مرد انقلابی خوانده میشد، حال از طرف بعضی، آگاه ولی یکدنده، و از طرف رسانه های غربی سیاستمداری خودرأی و دیکتاتور و حامی تروریسم خوانده میشود

نام او معمر قذافی و رهبر کشور لیبی است

قذافی در سال 1942 میلادی به دنیا آمد. تحصیلات او در رشته نظام بوده که تحصیلات مقدماتی را در لیبی و تحصیلات عالی را در بریتانیا گذرانده است. در سال 1970 میلادی ازدواج کرده و حاصل آن چهار پسر و یک دختر میباشد

قذافی از همان آغاز سنین جوانی فردی فعال در پهنه سیاسی بود. وقتی دانش آموز سالهای آخر دبیرستان بود بعلت فعالیتهای سیاسی از دبیرستان اخراج گردید. قذافی سخت تحت تأثیر جمال عبدالناصر رهبر مصر قرار داشت و وی را برای خود الگوئی انتخاب کرده بود. در دهه شصت میلادی با الهام از ایده های ناصر، اقدام به تشکیل نهضت افسران غیروابسته در لیبی را تشکیل داد. با همین نهضت به مبارزات خود ادامه داده و توانست با مهارت و تدبیر ویژه ای توسط یک کودتای بدون خونریزی در سال 1969 شاه ادریس را از حکومت ساقط و یک حکومت جمهوری سوسیالیستی به رهبری کوماندوهای انقلابی تشکیل دهد. از سال 1969 تا سال 1979 خود قذافی بعنوان نخست وزیر و وزیردفاع کشور بر قدرت بود، تا اینکه آنوقت از آن پست ها استعفاء داده و بعنوان رهبر انقلاب لیبی خود را معرفی کرد. اینکه او خود را رئیس جمهور، وزیر، و یا رهبر بنامد، مهم نیست، مسئله این است که این قذافی است که چهارچوب و خط مشی سیاسی کشور را تعیین میکند

کشور لیبی، محدود است از شمال به دریای مدیترانه، از مشرق به مصر، از جنوب شرقی به سودان، از جنوب به چاد و نیجر، از مغرب به الجزایر، و از شمال غربی به تونس

لیبی از نظر مساحت، مقام چهارم را در افریقا داشته و در حدود یک میلیون و هفتصد و شصت کیلومترمربع میباشد

تاریخ لیبی به قبل از میلاد مسیح میرسد و بسبب موقعیت خاص جغرافیائی، طی دو هزاروپانصد سال تاریخ، بترتیب فنیقی ها، کارتاژیها، رومیها، واندالها، اعراب، اسپانیائیها، عثمانیها، ایتالیائیها و انگلیسیها این کشور را تصرف کردند. باین ترتیب که در بیستم نوامبر 1510 میلادی انگلیسیها لیبی را گرفتند. در روز هشتم نوامبر 1551 عثمانیها بر آن مسلط شدند، روز نوزدهم می 1912 ایتالیائیها مالک لیبی شدند، و سپس در سال 1941 میلادی انگلیسی ها دوباره آن را گرفتند. لیبی در جنگ جهانی دوم یکی از میدانهای اصلی جنگهای شمال افریقا میان قوای آلمان بفرماندهی مارشال ایروین رومل و سپاه انگلستان بفرماندهی مارشال مونت گومری بود که به شکست آلمانها انجامید. بعداز جنگ دوم جهانی، لیبی با اعلام سلطنت امیرمحمدادریس روز سوم دسامبر 1950 میلادی مستقل شد ولی چندی بعد یعنی در سال 1969 حکومت کشور به جمهوری تغییر پیدا کرد

حکومت قذافی در لیبی باعث افزایش رفاه عمومی در کشور شده و جهت دادن کشور بسوی رفع اختلافات طبقاتی، بالابردن سطح دانش و سواد مردم و شرکت فعال شهروندان در صحنه اجتماعی گردیده است. اما وجود احزاب سیاسی در کشور ممنوع است، زیرا قذافی معتقد است که باید یک دموکراسی مستقیم وجود داشته باشد یعنی اینکه بین مردم و حکومت نباید فاصله ای باشد و احزاب عوض اینکه کاری بکننند، فقط به باور قذافی، این فاصله بین مردم و حکومت را بیشتر و بیشتر میکنند

قذافی میگوید حکومت باید خود مستقیما به مردم آزادی داده و برآنها حکومت کند

رژیم لیبی بر توازن قدرت بین سه منطقه بنا شده است، منطقه تریپولی، زادگاه قذافی، منطقه بنگازی، و منطقه صحرائی فززان

وقتی که قذافی با یک کودتای موفق و بدون خونریزی شاه ادریس را از حکومت ساقط کرد فقط 27 سال سن داشت. کم کم او برای خود تئوری سیاسی ایجاد کرده و نام تئوری اش را جهان سوم یا راه سوم نام نهاد. این تئوری براساس نظر قذافی باید جانشین کمونیسم و کاپیتالیسم گردد. او ایده های خود را در این زمینه در کتابی تحت عنوان کتاب سبز به رشته تحریر درآورده است. قذافی میگوید فروپاشی کمونیسم در شرق اروپا، اکنون قوت و صحت ایده و ادعای او را ثابت کرد

قذافی سیاستمداری غیرمعمولی است. او گاها برای مدتهای طولانی به چادرهائی در کویر رفته و در آنجا زندگی میکند. او در آنجا غرق اندیشه های فلسفی خود و مطالعه آثار قدیم اسلامی، و مطالعه آثار فیلسوف معاصر ژان ژاک روسو میشود. از سال 1979 بجز مقام رهبری انقلاب هیچ مقام سیاسی دیگری را قبول نکرده و گاها بعضی ها را به شک انداخته که آیا واقعا قدرت در این کشور نفتی افریقا، فی الواقع در دست کیست

کارهائی که قذافی انجام میدهد بدون اطلاع قبلی است، و کارهایش معمولا آنی است، مثلا جنگ با چاد، و یا تشکیل اتحادیه ای با سوریه و مصر و تونس

سیاست خارجی قذافی از مخالفت شدید در دنیای خارج برخوردار بوده و باعث انزوای وی در جهان شده است

وقتی ریگان، رئیس جمهور امریکا بود به مبارزه علنی و نظامی با قذافی پرداخته و یکبار هم مناطق تریپولی و بنگازی را بمباران کرد، ولی قذافی جان سالم بدر برد

در دنیای غرب از قذافی بعنوان آموزش دهنده تروریستهای جهان از جمله چریکهای ضد دولتی در ایرلند، اسپانیا، فلسطین، آلمان، ژاپن، ایتالیا، و چریکهای افریقا و امریکای لاتین نام میبرند

قذافی در مقابل اتهامات غرب همیشه گفته که او تروریست نبوده و از خشونت بدور است، و حتی مسابقات کشتی و بوکس که در هر دو آنها خشونت وجود دارد از طرف قذافی، در لیبی ممنوع میباشند

بهرحال غرب او را دشمن خود میداند. او چهره ای است که در خود اسلام، سوسیالیسم و تعصب عربی را یکجا جمع کرده است

در سال 1988 یک هواپیمای پان امریکن امریکا بر فراز دهکده لوکربی در اسکاتلند، منفجر و باعث کشته شدن 250 سرنشین هواپیما گردید. بعد از تحقیقات روشن شد که دو لیبیائی آن هواپیما را منفجر کرده اند. سازمان ملل از قذافی خواستار تحویل آن دو، و محاکمه آنها در امریکا و یا انگلیس گردید. قذافی زیربارنرفت، اما همزمان گفت که آن دو را فقط زمانی تحویل خواهد داد که در یک کشور سومی محاکمه شوند. سازمان ملل و انگلیس و امریکا برفشارهای خود به قذافی افزوده و قذافی با یکدندگی تمام حرف اول را همیشه تکرار میکرد، نتیجه این شد که لیبی از طرف سازمان ملل تحت مجازات های شدید اقتصادی و سیاسی قرار گرفته و در صحنه بین المللی منزوی گردید

در تابستان 1992 دانشجویان لیبی در اعتراض به سیاست خارجی قذافی که منجر به ایزوله شدن کشور شده دست به تظاهرات زدند ولی بازهم قذافی بریکدندگی خود در مقابل سازمان ملل پافشاری کرد

قذافی از سال 1988 تاکنون در مورد تحویل دو لیبیائی متهم به انفجار هواپیمای پان امریکن فقط همین حرف را تکرار کرده:

من حاضرم آن دو را به شرطی تحویل دهم که آنها در یک دادگاه بین المللی محاکمه گردند، و نه در دادگاههای انگلیس و امریکا

در این مدت همیشه کشمکش و تهدید و تحریم و مذاکره.... بر روابط لیبی با دنیای غرب حاکم بوده است

در این مدت حتی خانواده های قربانیان آن انفجار نیز، درخواست قذافی را پذیرفته و از آن حمایت کرده اند

در سال 1991 یک محکمه فدرال امریکا، آن دو لیبیائی را محکوم کرد

در سال 1992 شورای امنیت سازمان ملل همه نوع پرواز هواپیما برفراز لیبی و فروش اسلحه به آن کشور را تحریم کرد. بعد ممنوعیت فروش تجهیزات برای صنعت نفت لیبی اعمال شد. امریکا همیشه فشار آورده که سازمان ملل به تحریم کامل نفتی، اقتصادی، سیاسی و ... اقدام نماید، ولی برای خواسته خود رأی لازم بدست نیاورده است

بر اثر فشارهای زیاد در سال 1995 قذافی گفت که آن دو را حاضر است به سازمان ملل تحویل دهد بشرطی که پای انگلیس و امریکا درمیان نباشد. در سال 1997 قذافی اعلام کرد که حاضر است به یک کشور سوم بیطرفی تحویل دهد. امریکا و انگلیس هیچکدام از این دو پیشنهاد قذافی را نپذیرفته و آنها هم با یکدندگی تمام گفتند که باید فقط به امریکا و انگلیس تحویل داده شوند، و نه هیچ کشور و یا سازمان دیگری. در مارچ 1998 در سازمان ملل بر سر ماجرا بحث داغی مطرح شد، این بار بسیاری از کشورها با درخواست امریکا و انگلیس مخالفت کردند و اعلام کردند که اگر این دو کشور از یکدندگی خودشان عقب نشنینی نکنند آنها دست از تحریم برعلیه لیبی خواهند کشید. یکی از سیاستمداران پرآوازه جهان، یعنی نلسون ماندلا پشت این قضیه بود و سخت به امریکا و انگلیس فشار می آورد. انگلیس و امریکا تلاش سختی کردند که این تهدید را خنثی کنند ولی نتوانستند

نلسون ماندلا، اتحادیه کشورهای عرب را نیز با خود همراه داشت و تهدیدهای آنها جدی تر شد. در این اواخر تعداد کشورهائی که به تهدید از طرف ماندلا پیوستند بالغ بر یکصد کشورشد

در این میان که امریکا و انگلیس فشار تهدیدها را احساس کردند، به این فکر افتادند که قذافی کسی نیست که آنها را تحویل دهد، و این فقط بلوفی بیش از طرف وی نمیباشد، و بنابراین تسلیم درخواست شده، و این بار با پیشنهاد جدیدی به صحنه آمدند، و آن اینکه آن دو لیبیائی در دادگاه بین المللی در هلند ولی با قاضی اسکاتلندی مورد محاکمه قرار گیرند. این دوکشور بتصور اینکه قذافی زیربار نخواهد رفت، به چنین پیشنهادی اقدام کردند، ولی بلافاصله قذافی از این پیشنهاد استقبال کرد

بله بالاخره توافق بعمل آمد و قرار شده است که قذافی آن دو لیبیائی را جهت محاکمه در دادگاه بین المللی هلند تحویل سازمان ملل دهد

وکلای مدافع آن دو میگوید که آنها حاضر به ترک لیبی نبوده و هیچکس نیز قادر نخواهد بود آنها را به زور از کشور خارج کند

حال باید منتظر شد و دید در عمل چه پیش خواهد آمد

رسانه های خبری جهان از این واقعه بعنوان بزرگترین پیروزی سیاسی قذافی نام بردند

حال سوال این است که آیا قذافی این دو تن از مردم خود را قربانی خواهد کرد تا بقیه مردم از تحریم ها نجات پیدا کنند یا خیر. آیا بواقع آن دو قربانی هستند یا اینکه مجرمانی که باید بالاخره مجازات گردند. آیا چه کسانی در واقع پشت قضیه بوده و آن دو به دستور چه کسی دست به چنین عمل تروریستی زدند. آیا قذافی به پیروزی سیاسی و امریکا و انگلیس به شکست سیاسی نائل شدند. قذافی به چه قیمتی سردار پیروز این مبارزه شد. و .... و....و

منتشر شده در ماهنامه خانواده، چاپ نروژ، آبان 1377

-------------------------------------