نوشدارو و زهر

عشق را دو خاصیت است

دو خاصیتی ضد همدیگر

یکی نوشدارو و دیگری زهر

کان یک زنده میگرداند و این یک میمیراند

زنده میگرداند

آنزمان که در قالب احساس بازگو شود

از دل برآید و بر دل نیز نشیند

یکی گوینده و دیگری شنونده نباشد

عاشق و معشوق با همدیگر بیامیزند

به یک جور احساس کنند

به یک سان درد کشند

کاین درد، دردی خوشایند است

که دیگر دردش نباید نامید

بلکه احساسی شعله ور و پر حرارت

که نبودش نقصان است و

بودش گرمی و حرارت

و ای وای از آنزمان که عشق را خاصیتی زهرگونه باشد

زهری کشنده و سمی

بسان غده ای سرطانی بر پیکری

که این عشق میمیراند

آنزمان که امکان بازگوئیش نیست

از دل برآید و در دل نیز خفقان گیرد

خود گوید و خود نیز بشنود

عاشق، نه با معشوق

که با درد عشق درهم بیامیزد

و از احساس جز درد چیز دیگر نباشد

کاین درد، دردی کشنده است

بسان زهر عقربی سمی

و یا بدتر

چرا که زهر عقرب

بمیراند... مسموم زهر خویش درجا

لیک زهر عشق

بمیراند... مسموم زهر خویش، نه درجا...

...لیک قطره قطره...

صالح موسوی

14.05.1995

  خاصیت زهرگونه حالت عشق یکطرفه است

وقتی عشق یکطرفه شد باید طرف دیگر عشق را رها کرد

چون عشق وقتی عشق است که هر دوطرف عاشق باشند و احساس عشق به هم داشته باشند