گزارش سازمان ملل از اوضاع جهان

اخیرا سازمان ملل از اوضاع جهان گزارشی تهیه و انتشار داده است. این گزارش نشان میدهد که از نظر وضعیت اقتصادی، بهداشتی، تحصیل، رفاه و امنیت کشور کانادا مقام اول، فرانسه مقام دوم و نروژ مقام سوم را دارا میباشند، و از آخر نام چهار کشور افریقائی مالی، بورکینافاسو، نیجر و سیرالئون در این گزارش قید شده است. در سیرالئون عمر متوسط 35 سال، درآمد متوسط سالیانه مبلغ هفتصد دلار بوده و فقط یک سوم از جمعیت کشور دارای سواد خواندن و نوشتن میباشند

از مجموع جمعیت کل جهان معادل چهارپنجم آن در شرایط فقر به سر برده و فقط یک پنجم مردم دنیا از اوضاع خوبی برخوردارند. و همین یک پنجم از بیشترین امکانات و منابع جهان بهره میبرند. این تعداد شانزده برابر بقیه مردم جهان از منابع دنیا استفاده میکنند. مقدار مصرف گوشت آنها یازده برابر بیشتر، مصرف انرژی آنها هفده برابر بیشتر، و حدود145 برابر دارای وسائل نقلیه بیشتر میباشند. ولی این یک پنجم که این همه از منابع و نعمتها و امکانات جهان برخوردار میباشند، در عوض 53 درصد از آلودگیهای دنیا را همین ها ایجاد میکنند

در تصور خود دنیا را به دو بخش تقسیم کنید، بخش اول با یک پنجم جمعیت دارای بیشترین امکانات و باعث آلودگی معادل 53 درصد، و بخش دوم با چهارپنجم جمعیت از کمترین امکانات جهان برخوردار و باعث 47 درصد آلودگی میباشند. با این مقایسه ببینید اوضاع چگونه پیش میرود. مصرف این دو بخش هم باین صورت میباشد که بخش اول یعنی یک پنجم، 86 درصد و بخش دوم یعنی چهارپنجم، 14 درصد مصرف دنیا را بخود اختصاص میدهند

فاصله طبقاتی این دو گروه در طی سالیان اخیر زیادتر شده، و اگر جامعه جهانی بپانخیزد این فاصله بیشتر و بیشتر خواهد شد

و اما از ثروتمندان بزرگ دنیا برایتان بنویسم. تعداد این افراد در جهان معادل 225 نفر میباشد. درآمد سالیانه این افراد برابری میکند با درآمد سالیانه دو و نیم میلیارد انسان کم درآمد جهان. فاصله طبقاتی را ببین. یکطرف 225 نفر، و در طرف دیگر دو و نیم میلیارد نفر. و این دو طرف دارای درآمد سالیانه برابر میباشند. این را دیگر فاصله طبقاتی نمیشود گفت، بلکه شاید بتوان گفت ظلم و بیداد و بیعدالتی را ببین

جالب است برایتان بگویم که مقدار مصرف بستنی در کوچکترین قاره جهان یعنی قاره اروپا، معادل سیزده میلیارد دلار در سال میباشد. اگر مردم اروپا مقدار مصرف بستنی خود را به نصف کاهش دهند، مبلغ نصفه باقیمانده آن کافی است تا با آن تحصیل ابتدائی را در سراسر گیتی برای همه کودکان ایجاد کرد، ومعادل مبلغ مصرف عطر و ادکلن و لوازم آرایشی در کشورهای غربی نیز برابری میکند با هزینه لازم برای ایجاد مدرسه برای تمامی کودکان در سراسر جهان

مقدار مصرف در کشورهای صنعتی هرساله بیشتر و بیشتر میشود طوریکه اگر این روند ادامه پیدا کند تا پنجاه سال دیگر این مصرف پنج برابر خواهد شد. و طبیعی است که مردم سایر نقاط جهان چقدر در رنج خواهند بود

و اما میزان فقر در کشورهای صنعتی دنیا باینصورت میباشد که تعداد یکصد میلیون نفر در مجموع در این کشورها در حالت فقر بسر میبرند. البته این مرز فقر با فقر در کشورهای غیرصنعتی باهم اشتباه نشوند. در این کشورها وقتی صحبت از فقر میشود یعنی اینکه فرد فقیر دارای درآمد متوسطی کمتر از نصف درآمد متوسط سالیانه در آن کشور میباشد. و باید گفت که بیشتر این افراد هم از گروه های مهاجر، معتاد و غیره میباشند

از بین کشورهای صنعتی کشور سوئد کمترین تعداد فقیر را دارد که 6.8 درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهد. مقام دوم کشورهای هلند، آلمان و نروژ میباشند که 11.3 درصد فقیر دارند، و مقام سوم امریکاست که 15.6 درصد از جمعیت کشور فقیر میباشند

این گزارش نشان میدهد که اوضاع جهان چقدر آشفته و نابرابر است. چقدر بیعدالتی وستم در این دنیا وجود دارد

آیا وقتی درآمد تعداد قلیلی یعنی فقط 225 نفر برابری کند با درآمد تعداد کثیری یعنی دو و نیم میلیارد نفر، باز هم جای سوال میماند که چرا مردم جهان فقیر هستند!!؟؟ آیا با این نابرابری میشود از عدالت، و انسانیت دم زد؟ آیا وقتی نصف پول مصرف بستنی مردم اروپا کافی است تا با آن تمامی کودکان جهان از داشتن تحصیلات دبستانی برخوردار باشند، جطور ما راضی باشیم که همچنان از مقدار بستنی هایمان کم نکرده، و یا اگر بخاطر رژیم غذائی کم کرده ولی آنرا در جای صحیح خود استفاده نکنیم، یعنی در راه باسواد کردن کودکان جهان؟

راستی چطور میتوانیم این نابرابری ها را توجیه کنیم؟ آیا وقتی یک پنجم از جمعیت جهان از 86 درصد مصرف و چهارپنجم بقیه از 14 درصد مصرف برخوردارند، چطور میتوانیم به کودکانمان واژه هائی چون برابری، عدالت و انسانیت آموزش دهیم؟ آیا....آیا.....آیا....؟؟؟؟؟؟

صالح موسوی

منتشر شده در ماهنامه خانواده، چاپ نروژ، آبان1377

نوشته های من