www.kallaj.com

و دلم هر انتظاری را به سوگوار نشیند

خوش آن روزی که تو را داشته باشم در بر

خوش آن روزی که انتظارها بپایان رسد

خوش آن روزی که دیده جز تو را نبیند

خوش آن روزی که چشم به در دوخته نباشد

خوش آن روزی که چشم هرلحظه از دیدار تو شادمان گردد

خوش آن روزی که تو باشی در برم

توئی که مرهم دردهایم هستی

توئی که امید فردای من هستی

توئی که دلیل زندگانی ام هستی

توئی که حضور تو قلب را برنا کند و عدم حضورت سالخوردگی بخشد بر دل غمگین

تو هرلحظه را سرشار از نشاط میکنی

تو هر لحظه را با نبودت غرق در ماتم میکنی

تو را من هر لحظه خواهانم

تو را من هر لحظه مشتاقم

تو را من هرلحظه چشم در راهم

بیا تا مرهمی باشی

بیا تا عطر و طعم و بوی تو فضای هستی ام را زیبا و با نشاط و عاشقانه کند

بیا که هر نیامدنت سنگینی قلب و تنگی آن را بیشتر و بیشتر میکند

بیا که حکم اکسیژن یافته ای برای بقای وجودم

بیا که آب گوارای تشنگی های دیرهنگامم هستی

بیا که بی تو بودن عین زحر است عین جهنم

بیا که با بودنت نقسی خدائی در وجودم جاری میکنی

بیا و بیش از این مرا در حسرت دیدارت نگذار

بیا و بیا که آمدنت بشارت نور و گرمی است

بیا که بی آمدنت مرا هجران میسوزاند

بیا و آتش دل را خاموش ساز که تن و دل هر دو در میان آتشند

بیا و با نفس مسیحائی خود آتش بجان نشسته را فروکش کن

بیا که نیامدنت مرا سخت ناتوان کرده است

بیا و....... بیا که دیگر نمیخواهم بگویم از آمدن و نیامدنت

بیا که دیگر فقط آمدنت را بی تاب هستم

بیا که آمدنت را خواهانم

03.12.11

فرق است میان آنکه یارش در بر

با آن که دو چشم انتظارش بر در

وای بر او که چشم انتظاری بر در ، رسم هر روزه اش هست

و خوشا بحال او که یارش همیشه در بر

چشم به در دوخته ام تا رسی از راه

دیده ام در بیند و راه بیند و تو بیند

چشمم هر دیده ای را تو بیند